خرید بک لینک
خط خوبی نداشت اما توی آشپزخانه روی دیوار قدیمیش که کمی هم گچ ریخته داشت ، درست روبروی اجاق گاز یک کاغذ چسبانده بود که روی آن با همان خط بدش نوشته بود "خانه، جاییست که قلب آدم آنجاست"اگرچه خوش خط نب

برچسب: نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 18:22

اوایل از سر بازیگوشی بود زنگ خانه اش را میزدیم و در می رفتیم او می آمد ، در را باز می کرد و چشم می دوخت به سر کوچه کمی بعد روی سکوی دم در می نشست همانطور خیره می شد به گذریعنی هر بار که زنگ خانه شان

برچسب: نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 18:22

موضوع انشاء معلم این بود
دوست داشتید, چه بودید, ،
اگر آدم نبودید, ؟؟
من نوشتم " آسمان "
جای انبوه ابر
جای باران
جای اوج
جای آواز
جای صد هزاران پرواز
من نوشتم
آبی
من نوشتم
روشن ، آفتابی
معلم گفت : نمره ی تو بیست
اما
جای آدم های آسمانی
اینجا نیست ...


https://t.me/farzandekohestan

برچسب: نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 18:22

انار را که می شکست
می نشست
با حوصله
دانه به دانه اش را می خورد
با هر دانه ش هم کلی حال می کرد
اصلا با انار نعشه, می کرد
یک دانه هم که می افتاد زمین تا پیدایش نمی کرد سراغ دانه های دیگر نمی رفت
می گفت :
در دل هر انار هزار دانه هست
فقط یکی از این هزارتاست
که دانه ی بهشتیست
باید طوری انار را خورد که اون یک دانه حتما سهم وجودت بشود
همان یک دانه است که نور دلت را بیشتر می کند ...


https://t.me/farzandekohestan

برچسب: نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 18:22

پدربزرگ می گفت : آه ، هُرم آرزوهایست که به زبان نمی آیند
آه نکش
آرزوهایت را به زبان بیاور
با صدای بلند
خدا همیشه مشتاق شنیدن است
و فقط خدا می داند
خیر تو در چیست ...


https://t.me/farzandekohestan

برچسب: نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 18:22

صفحه بندی